رابرت و كريستين

همه چيز در رابطه با رابستن ...

رانندگي كردن سخته يا نه!!!


ممکن است رابرت پتینسون یکی از بهترین و جوان ترین ستاره ها در هالیوود شمرده شود، اما نمی تواند یا ریخت و پا ماشین های مجلل کنار بیاید!(من می تونم برات کنار بیاما! wink )

رابرت می گه:من نمی تونم استفاده از چیزای کوچیک رو تحمل کنم، خیلی وحشتناکن!بنابراین من نمی تونم رانندگی کنم!( recourse )

با وجود 24 سال سن در وقتی اون در گذشته اون به آموزش رانندگی‌ رفته بود و گیج بود و تسلط نداشت!وقتی‌ اون می‌خواست سوار ماشین شه هوا گرگ و میش بود و تپش قلبش بالا رفته بود اون نمی‌‌دنست چطور باید ماشینو روشن کنه و ترس شدیدی داشت و چون بارون هم می اومد اون جرات نداشت که در بارون رانندگی‌ کنه !(الهیییییییی!بچم! 1 )
کریستن تنها گفته که اون تنها بازیگر هالیوودی نیست که نمی تونه رانندگی کنه! (بلــــــــــــه خوب!بایدم کریس ازش دفاع کنه! love )

برای مثال دنیل رادکلیف خیلی دیر اقدام به یاد گرفتن رانندگی کرده!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 15:36  توسط bella  | 

فیلمبرداری صحنه اهم ....اهم سپیده دم 12 ساعت طول کشید!!!!!!!!(یا حضرت فیل!)

 lol

هیچ جای تعجبی نداره که رابرت پتینسون و کریستن استوارت توی زندگی واقعی هم تبدیل به یه زوج شدن!به نظر میرسه که فیلمبرداری توایلایت خیلی سنگین و هات شده باشه!طبق مجله life&style فیلمبرداری صحنه ...(بیییییییب)...برای برای این زوج 12 ساعت طول کشیده و ما مطمئنیم که اونا از دقیقه دقیقش لذت بردن!(کثافت!...از دفه پیش تو دلم مونده بود! laughing laughing اینم از باباشاه! wink )
این اولین فیلمبرداری --s از 3تا صحنه ای هست بین بلا سوان و ادوارد کالنه که قراره توی این فیلم فیلمبرداری بشه!اولیش شامل صحنه گاز گرفتن بالشاس وقتی که ادوارد به جای بلا سعی میکنه بالشارو گاز بگیره!(بیچاره راب فکر کنین بهش چه فشاری اومده! laughing laughing laughing )
اما با این وجود بازم اینطوری احساسی بودن جلوی کلی آدم و دوربین سخت به نظر میرسه!
اما خوشبختانه برای این دو نفر هنوز دو تا صحنه دیگه باقی مونده!پس بازم وقت برای تمرین هست!(بلهههههههه بلههههههههه! wink )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 15:35  توسط bella  | 

رابرت پتينسون واقعا از خود بي خود ميشه وقتي همكار و بازيگر توايلايتيش،كريستين استوارت رو ميبوسه !!!


بازيگر انگليسي توايلايت،رابرت پتينسون،كسي كه اطرافش شايعات بسياري وجود دارد - ادعا ميكند كه از قفل كردن لب هايش در لب هاي كريستين لذت ميبرد(اي واي خاك عالم،بلا به دور مادر،روم به ديفال wink wink wink )و زماني كه بياد مي آورد در حين انجام اين كار (بوووووسه)توسط يه عده آدم (عوامل پشت صحنه)محاصره شده بودن كمي خجالت زده ميشه اما زياد به روي خودش نمياره !!!! 5
اون(رابرت9ميگه : وقتي ما صحنه بوسه رو اغاز كرديم ،من واقعا فراموش كرده بودم كه توسط يه جمعيت از مردم احاطه شده بوديم و من احساس ميكردم يه برنده ي واقعي هستم !!!!(اي جاااااااااااااان)
ادامه ميده:
تنها زماني كه بوسه به پايان ميرسد من به ياد ميارم كه ما توسط مردم احاطه شديم و تنها كاري كه ميكنم اينه كه قدم ميزنم تا احساس خجالت زديگيمو فراموش كنم !!!(دروغ ميگه مث چي!!!!!!تو و خجالت؟ bully )
زماني كه شما داريد سكانس هاي لختي(همون ماه عسل و اينا ديه 5 wink )رو ميبينيد اينطور به نظر ميرسه كه ما گرفتار يه عشق شهواني شديم!!!!اين به خاطر اينه كه صحنه اديت شده است و شما يه پس زمينه از موسيقي ملايم داريد!!!چيزي كه
شما نميبينيد ،مردانيه كه پشت هشت دوربين ايستادند،كارگردان ،و حدود 50 نفر از عوامل پشت صحنه است !!!
حقيقت اينه كه وقتي شما از اتاق لباس ها بيرون ميايدو فقط يه لباس بلند و گشاد تنتونه و ميدونيد در چند لحظه ي ديگه بايد همونم از تنتون در بياريد و مقابل يه جمعيت از مردم بريد !!!
بقيه شم كه خبر راجب جنيفر و راب هست !!!
ميگه جنيفر بسيار جدي و ميخواد يه قرار با راب داشته باشه (غلط كرده)
جنيفرميگه :اون يه نمونه كامل و فيزيكيه و در بالاي اون ،يه شخصيت كامل وجود داره !!!
جنيفر يه طرفدار پروپاقرص مجموعه هاي تويالايته و هر كدوم از فيلم هاش رو تا بحال بارها ديده به طوري كه همه ي دوستاش و خودش بياد ميارن !!!
ادامه ميده:
راب يه مرد فوق العاده روياييه و اگر چه اون با كريستينه اما ه حلقه تو دستش نداره پس چرا نبايد بهش علاقه نشون بدم؟؟؟(شيطونه ميگه يه فيليپيني بيام دل وروده اش بريزه كف دستش !!!زنيكه ي هيز بدبخت!!! 29 39 )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 15:34  توسط bella  | 

فیلمبرداری سپیده دم_صحنه جشن عروسی


بیل(میشینه و پا میشه):راب...
راب(ابروهاشو میبره تو هم):گند زدم؟
بیل(سرشو تکون میده):اوه،نه!به هیچ وجه!در حقیقت بازیت حرف نداشت!
راب(از خودش شادمانی ول میده! wink ):عالیه!برای یه لحظه فکر کردم که---
بیل:اما یه چیزی هست...
راب:یا خدا!(یا یه چیزی تو همین مایه ها! fellow )
بیل(آه میکشه):نه!حالا انقدرا هم بد نیست!
راب:چیه؟
بیل:میتونی یه کم کمتر از کلمه همسرم استفاده کنی؟...میگیری چی میگم؟
راب(همینطوری نگاش میکنه فقط)
بیل:منظورم اینه که مثلا وقتی داری بلا رو به خانواده دنالی و مهمونا معرفی میکنی...حتما مجبور نیستی بگی:"این همسر منه.زن من!"یا"همسرم،دوست دارم با تانیا آشنا بشی!"(آه میکشه)...یا وقتی داری با بلا صحبت میکنی یه کم زیادیه که هی میگی"همسرم نمیخوای برقصی؟"یا"تو همسر منی و من عاشقتم همسر عزیزم!...فکر نمیکنی خیلی دیگه زیادیه؟
راب(سرشو به علامت توافق تکون میده):متاسفم بیل!واقعا متوجه نبودم که دارم این کارو میکنم!اما حالا که دلگه بهم گفتی...حواسم به خودم هست!
بیل:خیلی خوبه!حالا باید با کریستن صحبت کنم!
راب:بذار من صداش میکنم...(برمیگرده و دنبال کریستن میگرده،بعد وقتی پیداش میکنه یه لبخند میزنه و شروع میکنه به داد کشیدن)عیاااااااال...همسر خوشگلم!!!(براش دست تکون میده)همسرم من اینجام!بیل میخواد باهات صحبت کنه!
بیل(مات و مبهوت مونده):خب حداقل من تلاش خودمو کردم! 11
(شرکت رابستن و شرکا شما را به دیدن ادامه برنامه دعوت مینماید! wink )
بیل:کریستن میخوام بدونی که من تو رو به عنوان یه بازیگر تحسین میکنم!تو واقعا محشری!
کریستن(با خجالت میخنده):اوه...خیلی ممنون بیل!من واقعا دارم تلاشمو میکنم!این مجموعه (توایلایت) واقعا برام عزیزه و من همرو اینجا دوست دارم!
بیل(پوزخند میزنه):آره؟؟؟...حتی اونایی که تازه اومدن؟
کریستن:البته!ما هممون مثل یه خانواده ایم اینجا!واقعا خیلی عالیه!(با جدیت به بیل نگاه میکنه)چیزی هست که من باید ثابت کنم؟
بیل:تو فوق العاده ای!...فقط یه چیزی هست!...
کریستن(میترسه):چی؟
بیل:چیز بزرگی نیست...فقط ممکنه...ممکنه زیاد به تانیا سخت نگیری؟...خواهشا؟
کریستن(غافلگیر شده):من...؟منظورم اینه که بلا یه کم برای دیدن اون مضطرب بود...پس...
بیل:منم موافقم!اما بلا فقط یه کم به اون حسودی میکنه!
کریستن:نخیر!اون لعنتی نمیکنه!(خیلی سریع جواب میده)...منظورم اینه که...همونطوری که گفتم...بلا به خاطر این واسه دیدن اون اضطراب داره که اون زنیکه مرد منو میخواست...(اونورو نگاه میکنه)...منظورم اینه که اون ادواردو میخواست!
بیل(میخنده):فقط یادت باشه اون فقط بازیگریه که نقش تانیا رو بازی میکنه!اون از وقتی که ما فیلمبرداری رو شروع کردیم نگرانه،کریستن...واسه اینکه اگه بخوام روراست باشم...کی نگران نیست؟
کریستن:منظورت چیه؟
بیل:خب بذار اینطوری بهش نگاه کنیم...تصور کن اگه نگاه هم میتونست آدمو بکشه الان سر اون بدبخت چه بلایی اومده بود!
کریستن:اوه!...خب...من دست خودم نبود!پس من در نقش بلا سعیمو میکنم که زیادم نگران نباشم!(اخم میکنه)اما رو اینم فکر کن که...بلا تمام بهانه هایی که به این دختره یه دونه از این نگاها بکنه داره!(خودتون میدونین چه نگاهی دیگه؟یه چی تو این مایه ها: 39 47 )اون دیوونه داشت تلاش میکرد مرد منو...این لعنتی اصلا قابل قبول نیست!
بیل:اما کریستن اون ادوارد بود که تانیا دنبالش بود نه راب!
کریستن:من دارم از دید بلا فکر میکنم بیل!من خودم میدونم که تانیا دنبال ادوارد بود...(دماغشو چین میندازه)...به خاطر این که به جون خودم اگه دنبال راب من بود...
بیل(ملتمسانه ( wassat winked ) به کریس نگاه میکنه)اما خواهش میکنم ازت...لا اقل بلا میتونه تلاششو بکنه؟
کریستن:البته!بلا آدم خوش قلبیه!
بیل:عالیه!این همون چیزیه که من میخوام!الان باید با مایانا(بازیگر تانیا) صحبت کنم...اوه اون داره میاد!
کریستن(بلند میشه که بره...مایانا رو تو چارچوب در میبینه...یکی از اون نگاه خوشگلا نثارش میکنه)...تو.سر.راه.من.وایسادی.!(دقیقا از همون نگاها!)
مایانا(میترسه و میره عقب)
کریستن(لبخند میزنه)چرا؟خیلی ممنون! bully (دقیقا این از اون لبخندا بود! am )
بیل(گیج مونده):خببببببببببببب...خدایا!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 15:33  توسط bella  | 

يه زوج معمولي

همونطوری که هفته پیش گفتیم رابرت پتینسون و کریستن استوارت 1 هفته استراحتشون از فیلمبرداری سپیده دم رو هم باهم گذروندن!
از یه زوجی که کاملا عاشق هم باشن چه انتظار دیگه ای میره؟(خیلی انتظارا!!!! am laughing )
راب و کریس در حالی که آخر هفترو تو لس آنجلس با هم میگذروندن دیده شدن!یکی از کارکنان به E!online گفته که این دو پرنده عاشق (وااااااااااااایییییییی که حال کنین ترجمرو!) توی Roxy's Famous Deli in the San Fernando Valley شب جمعه دیده!اون گفته که اونا راه خودشونو میرفتن و کاریم به کار هیچ کس نداشتن!عین یه زوج معمولی!
جای هیچ تعجبی نیست که رابستن قدم زدن Vally رو ترجیح بدن!کریستن همیشه میره اونجا و تقریبا بیشتر اوقات بدون جلب توجه به کارش میرسه!
والدین استوارت در طرف دیگه ی بورلی هیلز زندگی میکنن و ما مطمئنیم این همونجاییه که راب و کریس عید شکرگزاریشونو سپری کردن!چون ما شنیدیم که راب و کریس برای عید شکرگزاری پیش هم بودن(آخییییییییییییییییییی!!!!!!!!! love این راب چقد زی زیه؟ lol )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 15:33  توسط bella  | 

خبر


رابرت پتینسون رفتار بد رو دوس داره!!

کریستن استوارت بر رابرت پتینسون فرمانروایی می کنه!! جدیدا خبرا ها اینه که کریس به راب می گه چطور زندگیشو بچرخونه و کلا اونو تو مشتش داره!! ( خیلی وقته داره!!)
رابطه ی اونا مثه هر رابطه ی دیگه ای نیست چون کریستن استوارت قانونایی رو برای پیروی ازونا برای خودشون گذاشته....
کریس برای این که رابطشونو حفظ کنه و به یه جایی برسونه یه فکرای خوبی داره...
برای دوری از فشاری که روشونه مثلا از حرف زدن راجبه چیزای خودمونی خودداری کنن ( ؟؟؟؟ به خدا هر جوری معنی کردم این طوری در اومد!؟ خو یعنی چی ؟؟)
اون همچنین به راب گفته درباره ی سرگرمی های بدش حرف نزنه ( خوب کرده ! wink )
کلا این که کریستن رابو خیلی مجذوب خودش کرده و راب خیلی دوسش داره و بقیشم همه چیزا
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 15:32  توسط bella  | 


رابرت پتينسون و كريستين استوارت با پليس مشكل پيدا كردن !!!(خود خبرش خداي خنده است laughing )
رابرت پتينسون و كريس استوارت براي فيلم برداري صحنه ي 3ك3ي در سواحل برزيل دچار مشكل شدن !!!يعني فيلم برداري داشتن ميكردن كه پليس ريخته سرشون گفته جمع كنيد بساطتونو !!!(تو رو خدا تصور كنيد وسط حس و حال يهو راب ميگه اوه اوه كريس جمع كن صاحابش اومد laughing حالا بدو لباس اينو پيدا كن شلوار اونو پيدا كن laughing (واي خدا مردم laughing ))
laughing اوخ اوخ !!!ميگه اينا داشتن مثل هر زوج جوان ديگه اي لب ساحل تو شب حركات عشقولانه انجام ميدادن 5 كه پليس ريخته سرشون !!!(بدبختا laughing )اينجا يه چيزي تو مايه هاي دستگير كردنم نوشته كه فكر نكنم درست باشه !!!
منبعه ميگه :خيلي براشون سخته كه دور از هم براي جلب توجه نكردن راه برن ...بنابراين وقتي هم كه سعي داشتن لحظات عشقولانه و رمانتيكي رو با هم بگذرونن متاسفانه خيلي جلب توجه كردن 5 (خب ديگه مثل اين ميمونه كه تشنه رو ببري لب دريا wink )
پليس خيلي مهربانانه بهشون گفته :بچه هاي گلم !!!خب اينقدر ضايع عمل نكنيد ديگه !!!خيلي تابلو كار ميكنيد!!!(به جون خودم مضمونش همين بود wink )
ميگه :اون ها بعد از اون ماجرا همش داشتن ميخنديدن اما از يه طرف ديگه خجالت هم كشيده بودن و ديدن اين موضوع از نزديك واقعا جالب بوده !!! 5

ادامه ي اين خبر هم خلاصه ي خبريه كه مينا ترجمه كرده !!!
fellow


كريستين استوارت نگران زماني است كه فيلم برداري سپيده دم تموم ميشه و رابرت پتينسون اون رو محدود ميكنه !!!(يه چيزي تو مايه هاي نگراني براي كمتر با هم بودن !!!اينجوريا!!!)


ميگه يه خبرگزاري گفته كريس نگران عاقبت و آينده ي رابطشونه !!!
يه منبع گفته :اين تابستون كه اونا از هم جدا بودن براشون خيلي گرون تموم شده !!!دوري از همديگه براشون خيلي سخت بوده !!!
آخي !!!آخي !!!اينو بخونيد :
ميگه زماني كه رابرت سر فيلم برداري آب براي فيل ها و همبازي ريس ويترسپون بوده ،اگه براي شام بيرون ميرفته و جواب تلفنشو نميداده اشك كريس جاري ميشده و متقاعد ميشده كه اون با ريس در حال وقت گذرونيه !!! 3 sad (آخي)
wink (آخي كريس تلافي ميكرده :)
ميگه اما زماني كه كريس با بهترين دوست راب، تام در حال بازي سر صحنه ي on the roudدر مونترال بوده،راب وقتي ميشنيده كه چقدر به اونا خوش ميگذره و ميخندن با هم حسوديش ميشده و ناراحت و دپ هم ميشده !!!تازه شم چي فكر كردي پس !!! wink
اون (راب)عصبي و ناراحت ميشده و حتي بعضي وقت ها تصميم ميگرفته تا با هواپيما به سر فيلم برداري بره و ببينه اونجا چه خبره و چي ميگذره !!!(ووووووووووي wink )
اما الان اون ها در لوئيزيانا و برزيل در حال فيلم برداري سپيده دم هستن و روابط عاشقانه ي بسياري رو با هم انجام ميدن و اوقات قشنگي رو با هم ميگذرونن !!!
بنابراين اون ها يه برنامه ي چيك تو چيكي براي خودشون ريختن كه چطوري وقتي از هم جدا هستن بازم اوقاتشون رو با هم بگذرونن !!(آخه اگه چيك تو چيك بوده تو از كجا فهميدي !!!اي خدا !!! 39 )
كريستين حتي پيشنهاد داده كه اونا ميتونن با هم ازدواج كنن تا نشون بدن چقدر به هم متعهد هستن !!!(كو گوش شنوا ما اينجا خودمون رو ج*ر داديم !!! 44
راب گفته :اون ها در حال حاضر خيلي جوون هستن اما راب نميخواد كريس رو از دست بده !!!(اي جاااااااااااااان
love love love )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 15:29  توسط bella  | 

خبر

منابعی می گویند که دوست دختر ستاره ی جذاب بریتانیایی،کریستن استوارت،دوست داره که مردش رو تو خط نگه داره بنابراین یه سری قوانین رو برای رابطشون تعیین کرده و راب برای پیروی کردن از اونا خیلی خوشحاله.
یه منبع گفته:\"کریس یه سری نقشه ها رو برای چگونگی رابطشون تنظیم کرده.\"
\"برای پرهیز از سخت شدن رابطشون،اون پیشنهاد کرده که در مورد جزئیات چیز های محرمانه و صمیمیشون جایی صحبت نکنن.هم چنین از راب خواسته که چیزی در مورد عادت های دمدمی اون نگه.\"
\"راب عاشق اونه و نزدیکی اون رو پذیرفته.کریستن به خانوادش گفته که راب مثل یه پشتیبان برای اونه و باعث راحتی اون میشه.\"
قبلا گزارش داده شده بود که راب خود کریستن\"ارباب منش\"و\"محکم\"رو دوست داره.
یه منبع تو ماه اکتبر به مجله یUs Weekly گفته بود که:\"کریس با راب خیلی ارباب منشانه و محکم برخورد می کنه و فکر می کنم(منبعه فکر می کنه)که راب این رفتارو دوست داره.\"

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 15:28  توسط bella  | 

خبر


رابرت و کریستن با هم هستند یا نیستند؟ این یک مسئله پیچیده است که ذهن میلیونها هوادار توآیلایت را در سرار جهان به خود جلب کرده است و هیچ یک از این دو نفر عجله ای برای مشخص کردن موضوع ندارند.
با اینکه تعهدات کاری این دو ستاره را مجبور کرده بود در مراسم اولین نمایش اکلیپس در لندن شرکت کنند اما هیچ شانسی برای دیدن این زوج در کنار یکدیگر بر روی فرش قرمز نبود تا حداقل از حرکات آنها بشود فهمید که رابطه این دو در چه وضعیتی قرار دارد

کریستن در جملات نه چندان سفت وسختی گفته است که من “هیچگاه با صحبت کردن در مورد روابط عاشقانه ام آنها را بی ارزش نمیکنم.” اگرچه او در مورد علاقه و نزدیکیش به راب در گذشته صحبت کرده است.
“او آدم بزرگی است، از آن نوع پسرهایی است که میتواند هر دختری را شاد نگهدارد. او باهوش و فروتن است و بهترین دوست من است.”
رابرت نیز عمق رابطه شان را اینگونه توصیف میکند: “وقتی ما با هم هستیم، همدیگر را به خوبی درک میکنیم.” رابرت که 24 ساله است در جای دیگری گفته است: “ما هر یک میدانیم که دیگری به چه فکر میکند و برای مدت طولانی به هم بسیار نزدیک بوده ایم. کریستن دختر شگفت انگیزی است.”
با وجود تفاهمی که از حرف های این دو به نظر میرسد، آنها به ندرت بین مردم و آشکارا در کنار یکدیگر دیده میشوند. زمانیکه کریستن در مراسم نمایش افتتاحیه فیلم Remember Me که رابرت در آن بازی کرده بود حضور یافت، خیلی مراقب بود که با راب از او عکسی گرفته نشود.
حتی در نمایش های افتتاحیه توآیلایت او اکثراً در حال عکس گرفتن با تیلور لاوتنر دیده میشد و در مصاحبه ها میگفت که چه قدر زیاد تیلور را دوست دارد.
شاید رابرت و کریس صرفاً به این نتیجه رسیده اند که خیلی آسانتر خواهد بود که آنها جلوی تحریک بیش از حد هیجانات هوادارانشان را بگیرند و رابطه شان را مخفیانه و پشت در های بسته نگهدارند.
رابرت در هنگام حضورش در جشنواره بفتای امسال گفت: “بشدت سخت و مشکل است وقتیکه ما با هم هستیم. ما نمیتوانیم همزمان به جایی وارد شویم به خاطر اینکه هواداران از کنترل خارج میشوند. قرار بود که ما در اینجا به عنوان یک زوج حضور داشته باشیم، اما این غیر ممکن است. ما با هم هستیم و این یک رخداد عمومی است، اما این کار آسان نیست.”
برای اینکه ببینیم آیا آنها تبدیل به آنجلینا جولی و برد پیت بعدی خواهند شد یا خیر باید منتظر ماند و دید، اما فعلاً رابرت و کریستن عشقشان را زیر لایه ای از ابهام نگه میدارند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 15:27  توسط bella  | 

توضيح:(بيل كاندون كارگردان سپيده دم هست!)
بیل(کاندون) :(به راب اشاره میکنه)راب!تو وقتی میفهمی بلا حاملس نباید از زور خوشحالی نه بالا و پایین بپری و نه جبغ و داد راه بندازی!
راب:حداقل میتونم به کریستن نشون بدم که چقد خوشحالم؟
بیل:نخیر!تو حواس کریستنو با بوسیدنش عین خل و چل ها پرت نمیکنی!(سرشو تکون میده)تو وقتی رابرتی میتونی وقتی تو واقعیت این اتفاق برای کریستن افتاد این کارو انجام بدی...اما ادوارد این کارو نمیکنه!...ادوارد وایمیسه اینجا!...دقیقا همینجا!...تکونم نمیخوره!...درست عین مجسمه!
راب:خب نظرت چیه اگه من—
بیل:نه راب!تو تلفنو برنمیداری که زنگ بزنی به خانوادت و جیغ و داد کنی که کریستن حاملسو اونا بلاخره پدربزرگ مادربزرگ شدن!
راب(زل میزنه به انگشتاش):اه ه ه ه...
کریستن:اگه---
بیل(برمیگرده سمت کریس):و شما خانم جوان!تو هم وقتی بلا این موضوعو میفهمه شروع نمیکنی به رقصیدن!دقت کن!بلا!نه کریستن!بعدشم هی جیغ نمیزنی \"راب!راب!من حامله ام عزیزم!\"
راب و کریستن(میخندن؛سرشونو به علامت تایید تکون میدن):باشه...
بیل(با ناباوری بهشون خیره میشه):فقط خواهشا به من نگین که...هیچی...بیخیال...
راب:نظرت چیه که---
بیل:(انگشتشو میذاره رو دماغش):هیسسسسسسس....هیسسسسس....نه راب!ما برای 6 هفته دیگه اینجا نمیمونیم تا صبر کنیم این اتفاق واقعا بیفته!(ای راب بلاسوخته!این من بودما!بیل نبود! lol )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 15:27  توسط bella  | 

عكس هاي رابستني

فقط دست ها رو داشته باشيد 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت 19:5  توسط bella  | 

چهارمين قرار رابستن در اين هفته

بچه هااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!! wassat
چهارمین قرار!!!!!!!!!!! wassat wink wassat wink
8 اکتبر،کریستن استوارت در حالی که برنامه جی لنو رو ترک میکرد واقعا شبیه یه سلبریتی به نظر میومد.در حالی که اون برای خوردن یه نوشیدنی به دوست پسرش رابرت پتینسون در هتل تامپسون در لس آنجلس میپیوست! 20
این زوج در حالی که در بار پشت بوم بودن،اینو به عنوان چهارمین قرارشون رو تو این هفته درست میکردن!
همونطوری که طرفدارای این زوج خجالتی میدونن (ما رو میگه ها! 30 ) خیلییی به سختی پیش میاد که این دو نفر رو تنها برای حتی 4 بار توی یه ماه گیر آورد چه برسه به چهار بار تو یه هفته اونم با هم!
این زوج حدود دو هفته دیگه فیلمبرداری چهارمین قسمت از سری توآیلایت رو شروع میکنن... 56

وااااااااااااااااااااااییییییییییییییییییییی!خدا به دور!!!!!!! 50
میگن از آن نترس که های و هوی دارد،از آن بترس که سر به تو دارد،جریان این دوتاس! 25 (خدا تا بده از این قرارا بده! wink )

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 15:15  توسط bella  | 

رابستن برای دومین بار در این سه روز قرار گذاشتن!!!(دمشون گرم)


راب و کریس شام عاشقانشونو ایندفعه در Ago Restaurant میل کردن!
جزئیاتی از این شب:
گارسونی که اونجا کار میکرده به ما گفته:
اونا در طول شب همراه غذاشون مشروب خوردن.اونا همش با هم میخندیدن و راب همش با کریس حرف میزد و حتی موقع حرف زدن موهای کریسو از روی صورتش کنار میزد!!!( الهههههههههههههیییییییی......من بمیرم!!!! 20 )
بعد از شام کریس بعد از استفاده از دستشویی(خب به من چه نوشته بود جزئیات دیگه منم معنی کردم....
56 )
کنار راب نشست و راب هم بغلش کرد و کریس هم گفت متشکرم و بعد راب هزینه شامو خیلی راحت داد.....!
(دیگه مایه دار باشی همینه دیگه.... 5 )
اونا داشتن از با هم بودن لذت میبردن اینو میشد به راحتی فهمید از شامشون لذت میبردن که فهمیدن دوربینای باباراتزی(خودم میدونم paparatzi هستش ولی من p به فارسی ندارم......!)منتظرشونن..... اونوقت بود که حالشون گرفته شد!!!
(ای بگم چی نشن اینا.....زندگی ندارن اخه دنبال این اون راه میفتن؟!؟!؟!؟)

خب انشاالله که مورد pسند واقع شده؟
wink

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 16:16  توسط bella  | 

شام بسیار رمانتیک رابستنی


رابستن بدون وقت تلف کردن قبل از اینکه فیلمبرداری breaking dawn شروع بشه همدیگرو ملاقات میکنن!!!! 

ابستن هم اکنون در لس انجلس یه سر میبرند!!! 
این زوج شنبه شب در soho-house در غرب هالیوود با یک سری از دوستانشون دیده شدند.
یکی که در این مکان بوده و شاهد تمام ماجرا بوده گفته:
اونا همش به همدیگه نگاه میکردن و تمام شب از هم بوسه های سریع میدزدیدن!!!!  
دست راب همش دور کریستین بود همش با هم حرف میزدن و میخندیدن!! 
کریستین کمتر از یک هفته از سر فیلمبرداری on the road رسیده بود وقتی که راب هم از لندن اومده بود و این جدایی هیچ لطمه ای به روابطشون وارد نکرده چون بلافاصله با هم قرار گذاشته بودن.
یکی دیگ گفته:
اونا همه جا با هم دیده میشدن و بدنشون کاملا نزدیک به هم بود انگار به هم چسبیده بودن و هیچ چیز نمیتونست اونا رو از هم جدا کنه!!
بعد از شام رایستن و دوستانشون که تام هم بینشون بوده به ایوان میرن و مشغول سیگار کشیدن مشروب خوردن میشن....!
همه میخندیدن و اوقات خوبی داشتن.
راب همش میخواست مطمئن شه که همه چیز برای کریستین فراهم باشه و احساس راحتی کنه.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 17:0  توسط bella  | 

والپيپر هاي رابستني

والپیپرهای رابستنی!



برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 16:42  توسط bella  |